حکمرانی همکارانه در کوفتن کرونا
- کروانای منحوس بی محابا و بی خبر، سر از قید زمانه برکشید و دود افشاند و اتش سوزاند ؛ اما جامعه ایرانی خوبی های نهفته و ظرفیت های مکتوم خویش را باز نشان داد.تلاش های داوطلبانه و نوع دوستانه ،هر بار با بحران ها نظیر سیل و زلزله و پلاسکو چهره واقعی ایرانی را به جهان نشان می دهد. همکاری و هم افزایی جمعی سازمان های رسمی و مردم نهاد ها درعمل و اعلان توصیه های کمیته ملی مبارزه با کرونا ، وزارت بهداشت و درمان و سازمان بهداشت جهانی یک الگوی خوب از حکمرانی همکارانه است که امیداوار کننده بنظر می رسد.
- نهاد حکمرانی از تشخص مردم نهادها و حذف نگاه انتظامی –امنیتی به این حلقه واسط اجتماع بهره مند می شود .چرا که هم تقویت کننده همبستگی ملی هستند و هم با سرریز توان افزاینده مشارکت اجتماعی ،ارتقای گستره و کیفیت خدمات را به شهروندان رقم خواهند زد. انها همسطح با جامعه ، مصداق مردم برای مردمند و نقش ان ها در کوران بحران، بیشتر از پیش خود را نشان می دهد.نقطه های اتصال جامعه-حکمرانان قدرت نرم خود را به رخ کشیده و اثرشان برای تامین خیر عمومی محسوس تر می شود.
- مردم نهادها صدای حق-مطالبه و پرسش گری بدون واهمه و سلسله مراتب فرمان بری از قدرت سیستماتیک هستند.بنا براین حرف و نقل بی روتوش مردم قلمداد می شوند.باری در تشخیص و رصد موضوعات زیر پوستی و عیان کشور و شهر و روستا زودتر هشدار میگیرند چون خط مقدمند.لذا فرصت شهروند شدن و دیده شدن در قالب مردم نهادها باید دریافته شده و حمایت گردد. همیاریهای مردمی فراتر از نوعدوستی،موجب توانمندسازی جامعه خواهد شد. باز نگاه داشته شدن فضاهای سیاسی-اجتماعی نباید محدود به وضع نیاز حکمرانی و اضطرار باشد.مدنی ها همیشه به کار می ایند.نگاه تمرکز گرایانه و از بالا به پایین دولت در مواجهه با مردم نهادها به تجربه تاریخی مردود است.
- تهدید کرونا می تواند منجر به رشد فرهنگی در توسعه دموکراسی شود.منوط به اینکه دولت برای جلب همکاری در حکمرانی بازیگری مردم نهادها را مغتنم شمارد. این گروهها در قالب نهادهای اجتماعی امکان تعامل و چانهزنی پدا می کنند و می توانند اراده وخواست عمومی را بدون تهدیدهای مرسوم و کنترل های نابجا به حکمرانان نشان دهند.مشارکت انان فقط محدود به بحران نیاز های ملی نیست.بلکه در امر قدرت و سبک حکمرانی هم مدخلیت و اثربخشی دارند.چون باتاب فکر و امال مردمند.جلوه ای از بروز انها صحنه های ماسک درست کردن موقوفه ها و بسته کمک های بهداشتی خیره ها و جمع های کوچک مساجد و ان جی اوها و بسیج مردمی برای خدمات کودکان کار و سالمندان و ضدعفونی خیابان هاست که به نوبه خود ، یک سبک زیست اجتماعی تاب اوری مردم نهادها برای خدمت عمومی در وضعیت اضطرار و مقیاسی کوچک اما معنادار از تقسیم کار اجتماعی است. اما به همین سطح محدود نمی شوند.
- در بحران کرونا انها کارکردهای متکثری دارند.مثلا صدای مطالبه رعایت حقوق انسانی همه کسانی که در قرنطینه ،حصر و حبس یا اماکن جمعی اجباری بسر می برند، کار وِیژه مردم نهاد هاست .برای تامین فضای کافی و داروهای مورد نیاز و تجهیزات لازم به منظور مراقبت از بهداشت و سلامت مراکز نگهداری سالمندان ، بیماران ، آسایشگاهها ، سربازخانه ها و پرورشگاهها مردم نهادها می توانند هم مباشرت در کمک رسانی و هم اطلاع رسانی نمایند.کمپین های نه به سفر ،مدیریت پسماند بهداشتی،سبک زندگی توام با بحران کرونا و اموزش و اطلاع رسانی و غیره جملگی با ترغیب مردم نهادها و اشتراک گذاری ایده های کنشگران مدنی تحقق پذیر ترست.
- اقشار اسیب پذیر اعتماد فزون تری به مردم نهادها دارند.اقداماتی که بنیاد مستضعفان و سازمان بهزیستی برای اقشار اسیب پذیر اطلاع رسانی کردند قابل توجه است اما بطور ویژه برای کودکان کار ،زباله گردها و قشرهای کارتن خواب و بی مسکن باید تدابیر تامینی حمایتی دقیق و اثربخش داشته باشیم.با حذف مردم نهادها عملا این مطالبه ناممکن است.نظیر انچه در طر های ساماندهی 20 کانه کودکان کار خیابان تا کنون داشته ایم.
- در این برهه مردم نهادها در زمینه اموزش رعایت حقوق متقابل پزشکان ، پرستاران و بیماران نقش ترویجی دارند.کسانی که سربازان خط مقدم مبارزه با این ویروس هستند و باید با حفظ حقوق به ویژه امنیت روحی و روانی ،مردم نهادها را کنار و حامی خود ببینند .نقش تروجی تبلیغی اموزش مردم بسیار حائز اهمیت است.
- تسهیل گری شفافیت در اطلاع رسانی ضروری است. اطلاع رسانی ضمن رعایت حریم خصوصی از آخرین وضعیت و موارد مربوط به بیماری کرونا جزو حقوق شهروندان قلمداد و باید مدام از دولت و مراکز اطلاع رسانی خواسته شود برای ارایه اطلاعات لازم و صحیح ، تمام تلاش خود را انجام دهند.
- جلب کمک های مردمی و بین المللی برای جنگ با کرونا یاری مردم نهادها را می طلبد.با توجه به کسری مالی در وضعیت تحریم تجهیز بیمارستان ها و مراکز تشخیص و درمان این بیماری یک ضرورت است.کمک ها باید با نظارت مردم نهادها و بلکه مباشرت انها زمینه های دسترسی شهروندان به حق سلامت را مهیا سازد.توصیه های مردم نهادها در بودجه بندی های سزاوار قابل توجه است.
- تحریم ها ظالمانه است و مردم نهادها می توانند با کمپین ضد تحریم نشان دهند که تحریم ضد حقوق بشر و حق سلامت و مخل تمشیت دارو درمان خصوصا در بحران کرونایی بوده است. جنبش فراگیر نه به تحریم از حنجره مردم نهادها بیشتر شنیده می شود تا صدای محافل رسمی دولتی و دیپلماتیک.
- عقل انتقادی جامعه در گرو عملکرد درست مردم نهاد ها در بحران کرونایی تقویت می شود.شهروندان گاها معتقدند که دولت تدابیر بهنگام و لازم را برای مقابله با این بیماری اتخاذ نکرده و در حد متوسط به این موضوع پرداخته هرچند با تعطیلی مدارس و دانشگاهها، اجتماعات، مراکز تفریحی جمعی، نشست ها و همایش های سیاسی و صنفی، کنترل ورود و خروج افراد در مبادی فرودگاهی، بندرگاهها، مرزهای زمینی، محدود کردن پرواز هواپیماهای کشورهای دارای اپیدمی کرونا، ایجاد مراکزی برای قرنطینه، نشر توصیه های بهداشتی در سراسر کشور و استفاده از کمک های سازمان بهداشت جهانی اقدامات موثری بوده و قابل تقدیر و قدر شناسی است اما نقد رویه ها و تصمیمات و اقدامات ، زمینه پختگی عملکرد و کاهش ریسک را انهم در باره حق سلامت مردم فراهم می کند.این عقل انتقادی در گرو هم افزایی مشارکت مندانه و مسئولانه مردم نهادهاست.
- اقتصاد لطمه دیده از کرونا سفره هایی را معطل و نیازهایی را گسترده است.عدالت توزیعی و اقدامات تامینی و حمایتی فصل مهم کار مردم نهادها است.تعاونی های اقتصادی بهترین مدل همکاری مردم نهادهاست.که هم قانون اساسی بدان پرداخته و هم ریشه در قانون تجارت دارد.همکاری حساب شده و مدیریت شده مردم نهادها و دولت می تواند در کاهش الام بخش وسیع شهروندان مددکار و تسهیل کر باشد.کسب و کارهای کوچک،کارگران و روزمزدبگیران همه می توانند با برنامه ریزی و شناسایی و کمک دهی مردم نهادها وضعیت بهتری تجربه کرده و تاب اوری ملی با نوع دوستی مردم نهادها ضمن فعالیت های داوطلبانه خیرین محقق شود.خیلی شهروندان دارا هستند که به دولت کمک نمی کنند و اعتقادی به مالیات و غیره در بستر بروکراسی و فساد اداری ندارندولی حاضرند با مردم نهادهای خیریه ارتباط تنگاتنگی داشته باشند و این فرصت ها را باید با سرمایه اجتماعی مردم نهادها خلق نمود.
مردم نهادها را در همه تصمیمات و اقدامات به شیوه مشورتی- مشارکتی به بازی بگیریم تا جامعه ای توان مند تر و همبسته تر برای عبور از بحران و حرکت به سمت توسعه داشته باشیم.حکمرانی همکارانه یک نسخه راه برای ایران بهتر و توانا تر است.عاشقان ایران هماره برای رشد کشور دلواپسند و باید قدم ها را بیشتر و هدفمند تر برداشت...که ایران همی قلب و خون من است.گرفته ز جان در وجود من است.بخوانیم این جمله در گوش باد ...چو ایران نباشد تن من مباد
+ نوشته شده در شنبه دوم فروردین ۱۳۹۹ساعت ۱۰:۴ ق.ظ  توسط محمد صالح نقره كار
|